قربون قدت
چند روزی بود که دائما میرفتی تو رو شوئی
و در رو پشت سرت میبستی و ازاینکه نمیتونستی دروباز کنی جیغ میزدی
. دیروز که دوباره رفتی ما منتظر شدیم که دوباره جیغ بزنی ولی ایندفعه ماالشاءا...هزارماالشاءا... دستت به دستگیره در رسیدو درو خودت بازکردی.![]()
وقتی اومدی بیرون چنان هیجان زده وخوشحال بودی که انگار قله اورست رو فتح کردی. ![]()
![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


قربون قدت 








