مروری به گذشته
مرور به دو سال گذشته
بیا دنبالم
بابا جون بیا در گوشت یه چیزی بگم دادا متین نشنوه

مبین جان اینجا مریض بودی تب شدیدی داشتی


مامان فدات بشه پله هارو دوتا یکی میرفتی بالا

بابی جون از اون یکی بده

حباب بازی رو خیلی دوست داری

روز تولدت بابا مارو برد پارک 89/4/4

کادو تولدت از طرف خاله لیلا زینب و مینا

کسی نمیتونه سرت کلا بزاره

مامان جون من گرسنمه

به به برو عکسهای بعدیرو ببین میخورمتا

این دوتا یه زمونی میخواستند کبوتر بشن

مامان جون با من میخوای چی درست کنی

مامانجون میزاری مواد لازمو خودم بریزم

اگه گفتی تو مشتم چیه

هیچی نبود


دیگه باید مدل ماشینمو عوض کنم

یعنی میشه دوباره بابا جونو بفرسته ماموریت

منو جا گذاشتن کمک کنید

بازی اشکنک داره سر شکستنک داره وای وای وای

مادر بزر گ مامان جون (مامان بابی جون)

کشتی کج


آفرین پسر نماز خونم

تیپتو خاله مینا عیدی داده ممنونم خاله جون

جای واکسن

عزیزم مامان اینجا سه روزه هستی

این جا تو بیمارستانی اولین روز بغل دایی مجید

اینجا فشمه رفته بودیم جهاز برون خاله زینب منو تو بابا جون جیم زدیم رفتیم سفره خونه
عزیزم اینجا 12روزه بودی

مامان جون چند تا گره بزنم؟

عکسها ادامه داره بازم به ما سر بزنید
بوس بوس


مروری به گذشته
